تبليغاتX
مسجد

مسجد

مسایل دینی

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح )سيم ذی الحجه1427 برابر به بیست ونهم جدی 1385

حضرت عمر فاروق رضي الله عنه

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد أن لا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون.واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه طه مَا أَنَزَلْنَا عَلَيْكَ ٱلْقُرْءانَ لِتَشْقَىٰ إِلاَّ تَذْكِرَةً لّمَن يَخْشَىٰ تَنزِيلاً مّمَّنْ خَلَق ٱلأرْضَ وَٱلسَّمَـٰوٰتِ ٱلْعُلَى ٱلرَّحْمَـٰنُ عَلَى ٱلْعَرْشِ ٱسْتَوَىٰ [طه:1-5]،عن عمرالفاروق رضي الله عنه اعزکم الله بالاسلام فهما تطلبون العزة بغیره یذلکم الله.

برادرن وخواهران عزيز خود وشما را توصيه به تقوی الهی می نما یم

خداوند جل جلاله از میان بندگان خود پیامبران را برای پیشبرد دساتیر خود برگزید که آخرین رسولش حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وسلم می باشند وبرای همیاری انبیاء خود برای شان یاران برگزید که یاران پیامبرما درفرهنگ اسلامی ما به نام صحابه نامیده می شوند واصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم افراد ی بودندکه مستقیما زیر نظررسول  الله تربیت شده وبرای رساندن پیام الهی به همه انسانها جانفشانی نمودند که در میان اصحابر سول الله خلفای راشدین قرار دارند که پرچم داران مکتب رسول الله می باشند  ودر راه خدا جهاد نمودند و دین خدا را نصرت دادند  لذا ضروری است که سیرت این بزگ مردان تاریخ را برای یاد آوری عظمت شان همیشه ورق بزنیم  خلفاي راشدین بحق ائمه هدایت گر اند که به حق حکم نمودند وبه حق عمل نمودند وخلافت شان نمونه بهترین خلافت درگذشته وآینده بوده ومی باشد وگردار شان بهترین دلیل است . وايشان  أبو بكر صديق عبد الله بن عثمان وأبو حفص الفاروق عمر بن الخطاب وأبو عبد الله ذو النورين عثمان بن عفان وأبو الحسن ابن عم النبي صلي الله عليه وسلم علي بن أبي طالب رضي الله عنهم أجمعين مي باشند.  ود رفضليت ابوبكر وعمررضي الله عنهما حضرت  حذيفة رضي الله عنه مي فرمايد :در نزد رسول كريم صلى الله عليه وسلم نشسته بوديم .فرمودند: ((إني لست أدري ما بقائي فيكم، فاقتدوا باللذين من بعدي - وأشار إلى أبي بكر وعمر-)) رواه أصحاب السنن. من نميدانم که چه مدتی در میان شما باشم پس اقتدا به دوکسی که بعد ازمن اند  بنمایید واشاره به ابوبکر وعمر رضی الله عنهما نمودند .ودر حدیث نسبت به فضلیت سیدنا فاروق اعظم می فرمایند: ((لقد كان فيما كان قبلكم من الأمم ناس محدَّثون يكلّمون من غير أن يكونوا أنبياء، فإن يك في أمتي أحد فإنه عمر))،در امت های پیش ازشما مردمانی بودن بدون اینکه پیامبر باشند به ایشان الهام می گردید واگر در امت من یکی هم باشد آن عمر است.  سبحان الله چه فضلیت ومقامی عمر دارد . وعمرو بن عاص از رسول الله صلی الله علیه سلم پرسید که محبوترین مردان نزد شان کیست؟ فرمودند: ((أبو بكر))، وپرسيد بعد از آن فرمودند: ((ثم عمر بن الخطاب)) وچند   نفردیگر را نام بردند.ودر حدیثی جابربن عبد الله روایت می نماید که رسول کریم صلی الله علیه وسلم فرمودند: ((أبو بكر وعمر من هذا الدين كمنزلة السمع والبصر من الرأس)) رواه الطبراني ابوبکر وعمر د راین دین بمنزله چشم وگوش در سر اند.وحضرت عمر شخصیتی است که قبل از اسلامش ، پیامبر اسلام دعامی نمودند که خدا بوسیله آن اسلام راعزت بخش.و خداوند جل جلاله دعا پیامبر خود را در حالیکه شمشیر خودجهت قتل رسول خدابرداشته بود وروان بود پذیرفت ووقتی از ایمان داماد وخواهر خود آگاه شد اول وارد خانه ایشان گردید وبعد ازلت کوب خواهر خود وشوهرش متأثرشده وآیاتی که قبلا با تلاوت حضرت خباب ابن أرت می نمودند بعد ازغسل تلاوت نمود که آیات اول سوره مبارکه طه بود چنان تأثیر بوی نمو د که برای بیعت با رسول الله عازم خانه ارقم بن ابی الارقم که پایگاه دعوت رسول الله بود گر دیدوایمان آور و بعد ازاینکه ایمان آورد رسول الله صلی الله علیه وسلم سه مرتبه با دست مبارک به سینه اش زدند ودعانمودند: ((اللهم أخرج ما في صدره من غلّ وأبدله إيمانًا)) . خدایاغل وغش را از سينه آن خارج نما و عوضش ا ز ايمان لبريز نما. وابن مسعود رضي الله عنه در شأنش می فرماید: (كان إسلامه فتحًا، وهجرته نصرًا، وكانت إمارته رحمة، ولقد كنا ما نصلي عند الكعبة حتى أسلم عمر) رواه ابن هشام وابن سعد.اسلامش فتح وهجرتش نصرت و امارتش رحمت بود تا  عمراسلام نیاوردما نمی توانستیم در مسجد الحرام نماز بخوانیم.  و رسول خدابه أنرا به لقب فاروق نامیدند و اوکسی بود که بین حق وباطل فرق می گذاشت.شخصیتسی بود که از خدا زیاد می ترسید و چنان گریه می نمود که در چهره اش دوخط سیاه  ازا شگ چشمانش نمودار گردیده بود وکسی که از خدا بترسد همه چیز ازاو تر س دارد چنانچه رسول خدا به حضرت عمر فر مودند: ((والذي نفسي بيده، ما لقيك الشيطان قط سالكًا فجا إلا سلك فجًا غيره)) رواه البخاري ومسلم، قسم بذاتی که نفسم به ید بلاکیف اوست شیطان هر گاه براهی که تو را ببیندکه میروی آنرا گذاشته براه دیگری می رود. ودر حدیثی که بخاری از حضرت ابی سعید خدری رضی الله عنه می فرماید که ازرسول کریم صلی الله علیه وسلم شنیدم که می ومودند: ((بينا أنا نائم رأيت الناس يعرضون علي وعليهم قمص منها ما يبلغ الثدي ومنها دون ذلك، وعرض علي عمر بن الخطاب وعليه قميص يجره جرا))، در اثنای که خواب بودم دیدم که مردم به من پیش کرده می شوند که برتن ایشان پیراهن است بعضی ازایشان را تا سینه پوشیده وبعضی هم کوتاه تر و برمن عمربن خطاب پیش کرده شد وبر تنش پیراهنی بود که بر زمین کشیده می شد . پرسیدند به چه چیز تأویل نمدید فرمودند : به دین.  این دین عمر است که اورا پوشانیده ودر برگرفته است.ود رحدیث دیگری که ابن عمر از رسول کریم روایت می نماید می فرمایند: ((بينا أنا نائم أتيت بقدح لبن فشربت حتى إني لأرى الري يخرج في أظفاري، وأعطي فضلي عمر بن الخطاب))، قالوا: فما أولته يا رسو الله؟ قال: ((العلم)) رواه البخاري در اثنای خواب برایم ظرف شیری داده شد از آن آشامیدم تا اینکه سردی آنرا در زیر ناخن های خود حس نمودم وزیادی آنر به عمربن خطاب دادم . فرمودند به يارسول الله به چه تعبيرنمودید: فرمودند : به(( علم)) عمر مرد ي است كه خدا دين وعلم  رابر وي جمع نموده است. اولین کسی است که امیر المومنین نامیده شدواولین کسی است که تاریخ اسلامی را وضع نمودواولین کسی است که پیشنهاد اوقران جمع شد واولین کسی است که نماز تراویح را در رمضان اقامه نمود واولین کسی است که سیستم جزیه وخراج اراضی را تنظیم نمود ود رتاریخ اسلام اولین کسی است که شهر های را بنا نمود وکمرکات وپولیس را تنظیم کرد.و یهودرا از جزیرة العرب خارج نمود وبیت المقدس را فتح نمود . ومتوجه حال همه رعیت خودبودحتی روزی شخص ذمی (غیرمسلمان) را دید که تکدی مینماید از وی علت کدایی را پرسید گفت بواسطه ادای جزیه . دستور داد که ازفقراء غیر مسلمان جزیه اخذ نگردد وحتی دستور داد که مصارف شان هم از بیت المال مسلمین داده شود ببینید مراعات حقوق انسانرا آیا آنانیکه دم از مراعات حقوق بشر می زنند چنین بر خوردی دارند؟ واما درمقابل مسلمین را ازینکه شخص کافری را در امور امت استخدام نمایند منع می نمود حتی ابوموسی اشعری می فرماید برای حضرت عمر گفتم من در دیوان خودکاتب نصرانی دارم .برایم گفت آیا نشنیدی که خدا می گوید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ [المائدة:51]؟! ای کسا نیکه ایمان آورده اید یهود ونصری را برای خوددوست نگیرید بعضی از ایشان دوست بعض دیگر اند. چرا کاتب مسلمانی را انتخاب نمی نماییی ؟ کفتم یا امیر المؤمنین!  کتابتش برای من است ودینش برای خودش. فرمودند: وقتی که خدا کفاررا خوار نمود شما گرامی مدارید. وحضرت خالدبن ولید رضی الله عنه برای شان نوشت که درشام کاتب نصرانی است که خراج شام بغیر حضور آن جمع نمی شود . حضرت عمر در جوابش نوشت.آنرا استخدام نکنید. دوباره خالد نوشت ما ازحضور آن بی نیاز نیستیم وبه آن محتاجیم. ودر جواب نوشتند استخدام نکنید وسومین مرتبه نوشت درصورت عدم استخدامش  بیت المال ضایع میگردد حضرت عمر نوشتند: (مات النصرانی والسلام) نصری مرد والسلام یعنی اگر اوبمیرد چه می کنید؟ . این سیاست حکیمانه ازروش وسنن رسول الله بود تا اینکه امت مسلمه روی پای خود بایستند وبدون محتیاج بدیگران  مشکلات خودرا حل نمایند چنانچه مشرکی آمد ازر سول خدا خواست که بوی اجازه دهند در جنک در کنار مسلمانان شرکت نماید تا از غنایم چیزی بوی برسد. رسول الله فرمودند. ((إني لا أستعين بمشرك))، من از مشرك   کمک نمی گیرم چنانچه حضرت عمر در مقوله معروف خویش می فرمایند: ((اعزکم الله بالاسلام فهما تطلبون العزة بغیره یذلکم الله.)) خدا برای شما به واسطه اسلام عزت داد اگر عزت را بغیر از اسلام بخواهید ذلیل می شوید . امروز ما مسلمانان که خوار وذلیلیم یکی از عللش اینست که عزت را ازغیر اهل دین خواستیم  وسبب ذلت وخواری ما گردیده .

با ذکر دو نمونه از احساس مسئولیتش در قبال  رعیت و بیت المال  سخنان خود را ختم مي نمايم . حضرت عمر با استفاده از تاریکی شب خارج شد وحضرت طلحه ایشان را دید که وارد خانه شدند صبح همان شب حضرت طلحه به آن خانه رفت وبه پیره زن کور وشلي بر خورد واز آن پرسید آن مرد در شب به چه واسطه به خانه تو می آید.آن زن گفت بواسطه خدمت به من ودور نمودن کثافات به خانه من می آید . حضرت طلحه باخود گفت مادر تو به تو گریه کند تو کار های عمر را حستجومی کنی؟!این عمر خلیفه مسلمین است.

در رخداد دیگر حضرت أحنف بن قیس ضی الله عنه – فاتح هرات ما است- به همراه گروهی از یاران خود از عراق بازمی گشت در گرمای آفتاب متوجه شد که حضرت عمر مشغول تداوی شتر گرگی از شتر های صدقه (بیت المال) است چون چشم  عمر رضی الله عنه به احنف افتاد دستور داد ای احنف لباس خود را بکش با امیر المؤمنین کمک نما . حضرت احنف فرمود چرا به غلامی دستور نمی دهید که این کارانجام دهد .حضرت عمر فرمود: وأي عبد هو أعبد مني ومن الأحنف؟! کدام غلام ازمن واحنف غلامتر وخدمت کار تر است.خوب بیندیشید این امیر المؤمنین است دوامپراطور بزرگ آن زمان خواب به راحت از دستش ندارند اما در صحراهای سوزان مدینه شتر گرگی را تداوی می نماید وخود غلام مردمش معرفی می دارد . ای کسانیکه ادعای پیروی از عمر را دارید بیایید سیره وسلوک خودرادر خدمت به مردم وبیت المال ومال عامه عمری بسازید . تا با شد شاهد شگو فایی جامعه اسلامی خود باشیم  وطرح وبرنامه دشمنان اسلام که با ایجاد عداوت ودشمنی واختلافهای قومی ومذهبی می خواهند امت مسلمه را به جان هم بیندازند که آخرین حربه شان است هوشیار باشید وکسانیکه با شما مشترکا کلمه می گویند برادرخود بدانید وآنانیکه در کلمه با شما متحد نیستند همانطوریکه خدا دشمن گفته ، دشمن بدارید. راه نجات امت مسلمه در وحدت کلمه و تغییر از حالت فعلی است وخدا در هیچ قومی تغییری نمی آورد تا اینکه ایشان تغییری در خود ایجاد نکنند. 

 بارك الله لي ولكم في القرآن والسنة، ونفعني وإياكم بما فيهما من الآيات والحكمة، أقول ما تسمعون وأستغفر الله لي ولكم ولسائر المسلمين من كل ذنب وخطيئة فاستغفروه إنه هو الغفور الرحيم.

نسأل الله عز وجل أن يهيئ لنا من أمرنا رشداً ، وأن يوفقنا لعمل الصالحات وأن يجعلنا من عباده المخلصين .

وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين.

 

 

+ نوشته شده در  سی ام دی 1385ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط صدیقی  | 

محاسبه اعمال در اخیر سال و باز گشت ازحج

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح )بيست وسوم ذی الحجه1427 برابر به بیست ودوم جدی 1385

سنجش اعمال و بازگشت از حج

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون.واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالىيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ [آل عمران:102]. يقول فيما أخرجه الإمام مسلم: ((يصبح على كل سلامى من أحدكم صدقةٌ، فكل تسبيحةٍ صدقةٌ، وكل تحميدةٍ صدقةٌ، وكل تهليلةٍ صدقةٌ، وكل تكبيرةٍ صدقةٌ، وأمرٌ بالمعروف صدقةٌ، ونهيٌ عن المنكر صدقةٌ، ويجزئ من ذلك ركعتان يركعهما من الضحى)) رواه مسلم؛

برادرن وخواهران عزيز خود وشما را توصيه به تقوی الهی می نما یم

عباد الله من وشما ور وز های اخیر سال1427 هجری قمری را از هجرت آخرین پیامبر الهی  قرار داریم و سال دیگری از عمر من شما گذشت بیایید از خود سوال نماییم سالی که گذشت که بیش 360روزبیش از8000هزار ساعت بود وزیادتر از500000هزار دقیقه بود چقدر ازین اوقات را در اطاعت ازخدا ورسولش وبا کار های مباحه .چقدر در کسالت وتنبلی و ودنیا طلبی و لهو ولعب واعمال ناشایسته ودیدن صحنه های مبتذل گذشت.؟

ای بندگان خدا آیامیدانید که درسالی می خواهد تمام شود نبض قلب من وتوبیش چهل ملیون مرتبه برای رساند ن خون وحفظ حیات ما حرکت نمود واگر لحظه می ایستاد من تو امروز نبودیم .

 ای بندگان الله آیا این را دانستیم که درسالی که به نهایت می رسد بیش از یازده ملیون بار ازهوا واکسیجن که خدابرای ادامه حیات من وتو آفریده استفاده نمودیم ودرین هوا مواد بازدم ودی اکسید کربن را ازدهان خود به بیرون راندیم  ودراین عملیات هیچ اختلالی هم رونما نشد واگر لحظاتی مختل می گردید مغز ،گوش،چشم ،زبان ،فهم وبالآخره قلب من و تو می ایستاد ودیگر ازمن تو سراغی امروز نبود؟آیا لحظه با خود اندیشیدی که این چه قدرتی است این همه نعمت مجانی را به من وتو عرضه نموده است؟آیا این نفس هابای ذکر ویاد او رد بدل شد و ایا اینکه در وقت رد وبدل این نفس ها من وتو نعوذ با لله در معصیت خدا قرار داشتیم؟یا با رد بدل این نفس ها دهن وزبان من تو مشغول غیبت و دود چلم وسیکار ودیگر مواد مخدر ونسوار بود؟وبوی بد او از دهن من تو خارج می شد؟

ای بندگان خدا درین سال حدود نیم تن غذا را من وتو خوردیم ودستگاه هاضمه آنها راهضم نمود وبر آن دردی هم احساس ننمودیم آیا  به شکرانه این نعمت الهی چه قدر حمدش را گفتیم وچه قدر شکرش را نمودیم ؟

ای بنده خدا در طول سال هزار ها افغانی در آمد داشتی تورا قسم به خداچه قدر درراه خدا چقدر دراه پیشرفت سنت رسول الله چقدر در راه تعلیم وتربیه دینی خود فرزندان خود مصرف نمودی وچه قدر درمخارج روز مره زن وفرزند وحوسهای آنها  ودوستانت مصرف نمودی هر کدام من وشما قلم وکاغذی راآمده سازیم ودر خانه باخودحساب نماییم . ای بندگان الله این را بدانیدغیر ازآنچه در راه خدا داده اید دیگر باقی نمانده است زیرا در خانه رسول کریم صلی الله علیه وسلم روزی گوسفندی را ذبح نمودند وصدقه دادندورسول الله جهت تربیت  از همسر خود پرسیدند ((ما بقي منها؟))چه قدر از گوسفندباقی مانده؟گفت: غير ازشانه آن چيزی ديگر باقی نمانده است. فرمودند: ((بقي كلها غير كتفها)) غير از شانه كلش باقي مانده است رواه الترمذي.در حدیثی که امام مسلم از مطرف او از پدرش روایت می نماید. مي فرمايى أمدم خىمت رسول كريم صلي الله عليه وسلم وایشان سوره أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ رامي خواندند.فرمودند: فرزند آدم مي گوید: ((يقول ابن آدم: مالي مالي))، مال من مال من فر مودند: ((وهل لك يا ابن آدم من مالك إلا ما أكلت فأفنيت أو لبست فأبليت أو تصدقت فأمضيت؟!))،  نیست برای تو از مال من مگر آنچه را خوردی پس فناشد پوشیدی پس کهنه وفرسوده گردید یا صدقه نمدی پس گذاشتی ؟! پس ذخيره نمودن براي خود در نزد پرور دگار بهتر است از اینکه انسان برای خود وشهوات خود صرف نماید ابوبکر صدیق که همه مال خود وعمر فاروق نصف مال خود را در اه خدا به خدمت رسولالله گذاشتند.وعثمان غنی بود که جیش العسره راتجهیز نمود.ومثال های زیادی از بزرگان خود برین موارد داریم که رضای خدا را برهمه چیز مقدم می شمردند.

ای بنده خدا خورشید بیش از 360 مر تبه بر تو در طول سال طلوع نمود و دوست تو رسول کریم می فرمایند: ((يصبح على كل سلامى من أحدكم صدقةٌ، فكل تسبيحةٍ صدقةٌ، وكل تحميدةٍ صدقةٌ، وكل تهليلةٍ صدقةٌ، وكل تكبيرةٍ صدقةٌ، وأمرٌ بالمعروف صدقةٌ، ونهيٌ عن المنكر صدقةٌ، ويجزئ من ذلك ركعتان يركعهما من الضحى)) رواه مسلم هر صبح تما بند های وجود انسان صدقه می خواهد . هر تسبیح ( سبحان الله) صدقه است و هر تحمید (الحمد لله) صدقه است  هر تهلیل ( لااله الا الله) صدقه است وهر تکبیر ( الله اکبر) صدقه است و امر به معروف صدقه است ونهی از منکر صدقه است و کفایت می کند از جای همه دو رکعت نماز ضحی ( چاشت). پس ببین در یکسال چه قدر صدقه بدوش توست پس اگر ادا نمودی و وفا کردی وقصد وفا داری الحمد لله وبرایت ثبات وپایداری می طلبم و اگر نیست انا لله وانا الیه راجعون.

ای بنده خدا در طول سال برایت 1800 وقت نماز فرض گشت چقدر را با عذرضایع وچه اندازه را بدون عذر ضایع نمودی و چند وقت را باخضوع وخشوع کامل در مسجد به جما عت ادا نمودی و چه اندازه را مانند مرغ نول زدی وبا عجله خواندی واین را هم میدانی که با ید نماز را با آرامش کامل خواند .وخدا در نماز به تو نظر میکند و کلامت را می شنود و جواب می دهد و وقتی تو با قلبت ونظرت از خدا بگردی رحمت الله هم از تو باز می گردد.

ای بنده در طول دوازده ماه آیا قرانکریم کتاب هدایت را دوازده بار ختم نمودی ویا لا اقل شش بار ختم نمودی ؟ ودر وقت تلا وت بر آن تدبر نمودی و واگر این طور نیست پس بترس از آنروز که حبیب صلی الله علیه وسلم در نزد الله از تو شکایت  ننمایدو بگوید : يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا [الفرقان:40]. ای پرودگار همانا قومم قرآن را متروک قرار دادند.ا ای بند ه خدا  صله رحم را هم وصل نمودی. وایا نیکو کاری به پدر وماد رخود نمودی و آیا به آنها  دعای خیر نمودی و ایا از جانب رسول خدا یک آیه را هم به دیگران رساندی؟ وآیا در همه وقت به یاد خدا هم بودی.؟ وآیا ...؟؟؟؟ برداران و خواهران به خودآییم ودر وازه رحمت الهی بروی همه باز است با تضرع بگشاییم وبه حضور او توبه نماییم و به دستوراتش اجابت ورزیم زیرا می فرماید : اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنْ اللَّهِ مَا لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَكِير [الشورى:47] پيش از آنكه روزى فرا رسد كه آن را از جانب خدا برگشتى نباشد پروردگارتان را اجابت كنيد آن روز نه براى شما پناهى و نه برايتان [مجال] انكارى هست. إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لأُولِي الأَلْبَابِ [آل عمران: 190] مسلما در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏هايى [قانع كننده] است ، ((لا تزول قدما عبد يوم القيامة حتّى يسأل عن عمره: فيم أفناه؟ وعن علمه: فيم فعل؟ وعن ماله: من أين اكتسبه؟ وفيم أنفقه؟ وعن جسمه فيم أبلاه؟)) رواه الترمذي، وقال: "حسن صحيح". در روز قیامت بنده گام برداشته نمی تواند تا این که از وی جهار چیز سوال کرده نشود 1- که عمر خود را در چه را ه صرف نموده .2- جوانی خود را در چه چیز به پیری رسانیده .3- ومال خود را از کجا کسب نموده ودر چه راهی مصرف نموده باشد.4-وبا علم خودچه عمل نموده است. لذا ازعمر وجوانی ما ازما پرسیده می شود وباید پاسخگوی باشیم چه خوب است که از حالا بفکر آن روز باشیم زیرا در آنروز پشیمانی سود ندارد وخدا جل جلاله  درجواب کفار که در آتش حهنم می سوزند ودر خواست باز گشت به دنیا بر انجام اعمال صالحه می نمایند ،می فرماید : ((أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمْ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ ))[فاطر:37].{ آیا انقدر شمارا عمر نداده بودیم که پند گیرندگان پندگیرند ؟وشما را بیم دهندگان بیم دادند . پس بچشید ، که گنه کا ران را یا وری نیست.} پس اوقات عمر را غنیمت بشمارید  زیرا عمر ایام و ساعات است  که وقتی گذشت دیگر باز نمی گردد.  

و د راخير توصیه به برادان عزیز و خواهران محترمی دارم که بعد از ادای مناسک حج بازکشتند .عزیزان خداوند جل جلا له شمارا توفیق به ادای یکی از ارکان دین تان داد شماییکه خودر ا ازلباس دوخته شده د رمیقات جاهها جدا  نمودید واشک توبه شما در صحرای عرفات ریخت وبا خشوع وفروتنی و باآه وناله شبها را در مزدلفه ومنا گزراندید وجمره زدید و طواف نمودید ودرمقابل حجر الاسود با خدا عهد بستید ودر کنا روضه رسول الله با پیامبر اسلام تجدید بیعت نمودید وباسعی بین صفا ومروه با صبر واستقامت وپایداری امید رابررحمت وفضل خدا بستید و در بازگشت بواسطه رحمت الله خوشوقت می باشید متوجه به اعمال خود باشید که شیطان با شما دشمن است تا نتواند برای خود لانه پیدا نما ید ونشانه حج مبرور براین است که بعد از بازگشت  از حاجی  عمل خلافی سر نزند وبا لباس تقوی مطیع خدا ورسول او باشد.زیرا إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ [المائدة: 27]. خدا همانا اعمال متقین رامی پذرید.ود رایه که در اول تلاوت شد الله پاک می فرماید: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا آن گونه كه حق پرواكردن از اوست پروا كنيد و زينهار جز مسلمان نميريد.        بارك الله لي ولكم في القرآن والسنة، ونفعني وإياكم بما فيهما من الآيات والحكمة، أقول ما تسمعون وأستغفر الله لي ولكم ولسائر المسلمين من كل ذنب وخطيئة فاستغفروه إنه هو الغفور الرحيم.

نسأل الله عز وجل أن يهيئ لنا من أمرنا رشداً ، وأن يوفقنا لعمل الصالحات وأن يجعلنا من عباده المخلصين .

وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين.

 

+ نوشته شده در  بیست و دوم دی 1385ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط صدیقی  |