|
بسم الله الرحمن الرحیم |
|
خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح )سيم ذی الحجه1427 برابر به بیست ونهم جدی 1385 |
حضرت عمر فاروق رضي الله عنه |
|
الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد أن لا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون.واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه برادرن وخواهران عزيز خود وشما را توصيه به تقوی الهی می نما یم خداوند جل جلاله از میان بندگان خود پیامبران را برای پیشبرد دساتیر خود برگزید که آخرین رسولش حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وسلم می باشند وبرای همیاری انبیاء خود برای شان یاران برگزید که یاران پیامبرما درفرهنگ اسلامی ما به نام صحابه نامیده می شوند واصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم افراد ی بودندکه مستقیما زیر نظررسول الله تربیت شده وبرای رساندن پیام الهی به همه انسانها جانفشانی نمودند که در میان اصحابر سول الله خلفای راشدین قرار دارند که پرچم داران مکتب رسول الله می باشند ودر راه خدا جهاد نمودند و دین خدا را نصرت دادند لذا ضروری است که سیرت این بزگ مردان تاریخ را برای یاد آوری عظمت شان همیشه ورق بزنیم خلفاي راشدین بحق ائمه هدایت گر اند که به حق حکم نمودند وبه حق عمل نمودند وخلافت شان نمونه بهترین خلافت درگذشته وآینده بوده ومی باشد وگردار شان بهترین دلیل است . وايشان أبو بكر صديق عبد الله بن عثمان وأبو حفص الفاروق عمر بن الخطاب وأبو عبد الله ذو النورين عثمان بن عفان وأبو الحسن ابن عم النبي صلي الله عليه وسلم علي بن أبي طالب رضي الله عنهم أجمعين مي باشند. ود رفضليت ابوبكر وعمررضي الله عنهما حضرت حذيفة رضي الله عنه مي فرمايد :در نزد رسول كريم صلى الله عليه وسلم نشسته بوديم .فرمودند: ((إني لست أدري ما بقائي فيكم، فاقتدوا باللذين من بعدي - وأشار إلى أبي بكر وعمر-)) رواه أصحاب السنن. من نميدانم که چه مدتی در میان شما باشم پس اقتدا به دوکسی که بعد ازمن اند بنمایید واشاره به ابوبکر وعمر رضی الله عنهما نمودند .ودر حدیث نسبت به فضلیت سیدنا فاروق اعظم می فرمایند: ((لقد كان فيما كان قبلكم من الأمم ناس محدَّثون يكلّمون من غير أن يكونوا أنبياء، فإن يك في أمتي أحد فإنه عمر))،در امت های پیش ازشما مردمانی بودن بدون اینکه پیامبر باشند به ایشان الهام می گردید واگر در امت من یکی هم باشد آن عمر است. سبحان الله چه فضلیت ومقامی عمر دارد . وعمرو بن عاص از رسول الله صلی الله علیه سلم پرسید که محبوترین مردان نزد شان کیست؟ فرمودند: ((أبو بكر))، وپرسيد بعد از آن فرمودند: ((ثم عمر بن الخطاب)) وچند نفردیگر را نام بردند.ودر حدیثی جابربن عبد الله روایت می نماید که رسول کریم صلی الله علیه وسلم فرمودند: ((أبو بكر وعمر من هذا الدين كمنزلة السمع والبصر من الرأس)) رواه الطبراني ابوبکر وعمر د راین دین بمنزله چشم وگوش در سر اند.وحضرت عمر شخصیتی است که قبل از اسلامش ، پیامبر اسلام دعامی نمودند که خدا بوسیله آن اسلام راعزت بخش.و خداوند جل جلاله دعا پیامبر خود را در حالیکه شمشیر خودجهت قتل رسول خدابرداشته بود وروان بود پذیرفت ووقتی از ایمان داماد وخواهر خود آگاه شد اول وارد خانه ایشان گردید وبعد ازلت کوب خواهر خود وشوهرش متأثرشده وآیاتی که قبلا با تلاوت حضرت خباب ابن أرت می نمودند بعد ازغسل تلاوت نمود که آیات اول سوره مبارکه طه بود چنان تأثیر بوی نمو د که برای بیعت با رسول الله عازم خانه ارقم بن ابی الارقم که پایگاه دعوت رسول الله بود گر دیدوایمان آور و بعد ازاینکه ایمان آورد رسول الله صلی الله علیه وسلم سه مرتبه با دست مبارک به سینه اش زدند ودعانمودند: ((اللهم أخرج ما في صدره من غلّ وأبدله إيمانًا)) . خدایاغل وغش را از سينه آن خارج نما و عوضش ا ز ايمان لبريز نما. وابن مسعود رضي الله عنه در شأنش می فرماید: (كان إسلامه فتحًا، وهجرته نصرًا، وكانت إمارته رحمة، ولقد كنا ما نصلي عند الكعبة حتى أسلم عمر) رواه ابن هشام وابن سعد.اسلامش فتح وهجرتش نصرت و امارتش رحمت بود تا عمراسلام نیاوردما نمی توانستیم در مسجد الحرام نماز بخوانیم. و رسول خدابه أنرا به لقب فاروق نامیدند و اوکسی بود که بین حق وباطل فرق می گذاشت.شخصیتسی بود که از خدا زیاد می ترسید و چنان گریه می نمود که در چهره اش دوخط سیاه ازا شگ چشمانش نمودار گردیده بود وکسی که از خدا بترسد همه چیز ازاو تر س دارد چنانچه رسول خدا به حضرت عمر فر مودند: ((والذي نفسي بيده، ما لقيك الشيطان قط سالكًا فجا إلا سلك فجًا غيره)) رواه البخاري ومسلم، قسم بذاتی که نفسم به ید بلاکیف اوست شیطان هر گاه براهی که تو را ببیندکه میروی آنرا گذاشته براه دیگری می رود. ودر حدیثی که بخاری از حضرت ابی سعید خدری رضی الله عنه می فرماید که ازرسول کریم صلی الله علیه وسلم شنیدم که می ومودند: ((بينا أنا نائم رأيت الناس يعرضون علي وعليهم قمص منها ما يبلغ الثدي ومنها دون ذلك، وعرض علي عمر بن الخطاب وعليه قميص يجره جرا))، در اثنای که خواب بودم دیدم که مردم به من پیش کرده می شوند که برتن ایشان پیراهن است بعضی ازایشان را تا سینه پوشیده وبعضی هم کوتاه تر و برمن عمربن خطاب پیش کرده شد وبر تنش پیراهنی بود که بر زمین کشیده می شد . پرسیدند به چه چیز تأویل نمدید فرمودند : به دین. این دین عمر است که اورا پوشانیده ودر برگرفته است.ود رحدیث دیگری که ابن عمر از رسول کریم روایت می نماید می فرمایند: ((بينا أنا نائم أتيت بقدح لبن فشربت حتى إني لأرى الري يخرج في أظفاري، وأعطي فضلي عمر بن الخطاب))، قالوا: فما أولته يا رسو الله؟ قال: ((العلم)) رواه البخاري در اثنای خواب برایم ظرف شیری داده شد از آن آشامیدم تا اینکه سردی آنرا در زیر ناخن های خود حس نمودم وزیادی آنر به عمربن خطاب دادم . فرمودند به يارسول الله به چه تعبيرنمودید: فرمودند : به(( علم)) عمر مرد ي است كه خدا دين وعلم رابر وي جمع نموده است. اولین کسی است که امیر المومنین نامیده شدواولین کسی است که تاریخ اسلامی را وضع نمودواولین کسی است که پیشنهاد اوقران جمع شد واولین کسی است که نماز تراویح را در رمضان اقامه نمود واولین کسی است که سیستم جزیه وخراج اراضی را تنظیم نمود ود رتاریخ اسلام اولین کسی است که شهر های را بنا نمود وکمرکات وپولیس را تنظیم کرد.و یهودرا از جزیرة العرب خارج نمود وبیت المقدس را فتح نمود . ومتوجه حال همه رعیت خودبودحتی روزی شخص ذمی (غیرمسلمان) را دید که تکدی مینماید از وی علت کدایی را پرسید گفت بواسطه ادای جزیه . دستور داد که ازفقراء غیر مسلمان جزیه اخذ نگردد وحتی دستور داد که مصارف شان هم از بیت المال مسلمین داده شود ببینید مراعات حقوق انسانرا آیا آنانیکه دم از مراعات حقوق بشر می زنند چنین بر خوردی دارند؟ واما درمقابل مسلمین را ازینکه شخص کافری را در امور امت استخدام نمایند منع می نمود حتی ابوموسی اشعری می فرماید برای حضرت عمر گفتم من در دیوان خودکاتب نصرانی دارم .برایم گفت آیا نشنیدی که خدا می گوید: با ذکر دو نمونه از احساس مسئولیتش در قبال رعیت و بیت المال سخنان خود را ختم مي نمايم . حضرت عمر با استفاده از تاریکی شب خارج شد وحضرت طلحه ایشان را دید که وارد خانه شدند صبح همان شب حضرت طلحه به آن خانه رفت وبه پیره زن کور وشلي بر خورد واز آن پرسید آن مرد در شب به چه واسطه به خانه تو می آید.آن زن گفت بواسطه خدمت به من ودور نمودن کثافات به خانه من می آید . حضرت طلحه باخود گفت مادر تو به تو گریه کند تو کار های عمر را حستجومی کنی؟!این عمر خلیفه مسلمین است. در رخداد دیگر حضرت أحنف بن قیس ضی الله عنه – فاتح هرات ما است- به همراه گروهی از یاران خود از عراق بازمی گشت در گرمای آفتاب متوجه شد که حضرت عمر مشغول تداوی شتر گرگی از شتر های صدقه (بیت المال) است چون چشم عمر رضی الله عنه به احنف افتاد دستور داد ای احنف لباس خود را بکش با امیر المؤمنین کمک نما . حضرت احنف فرمود چرا به غلامی دستور نمی دهید که این کارانجام دهد .حضرت عمر فرمود: وأي عبد هو أعبد مني ومن الأحنف؟! کدام غلام ازمن واحنف غلامتر وخدمت کار تر است.خوب بیندیشید این امیر المؤمنین است دوامپراطور بزرگ آن زمان خواب به راحت از دستش ندارند اما در صحراهای سوزان مدینه شتر گرگی را تداوی می نماید وخود غلام مردمش معرفی می دارد . ای کسانیکه ادعای پیروی از عمر را دارید بیایید سیره وسلوک خودرادر خدمت به مردم وبیت المال ومال عامه عمری بسازید . تا با شد شاهد شگو فایی جامعه اسلامی خود باشیم وطرح وبرنامه دشمنان اسلام که با ایجاد عداوت ودشمنی واختلافهای قومی ومذهبی می خواهند امت مسلمه را به جان هم بیندازند که آخرین حربه شان است هوشیار باشید وکسانیکه با شما مشترکا کلمه می گویند برادرخود بدانید وآنانیکه در کلمه با شما متحد نیستند همانطوریکه خدا دشمن گفته ، دشمن بدارید. راه نجات امت مسلمه در وحدت کلمه و تغییر از حالت فعلی است وخدا در هیچ قومی تغییری نمی آورد تا اینکه ایشان تغییری در خود ایجاد نکنند. بارك الله لي ولكم في القرآن والسنة، ونفعني وإياكم بما فيهما من الآيات والحكمة، أقول ما تسمعون وأستغفر الله لي ولكم ولسائر المسلمين من كل ذنب وخطيئة فاستغفروه إنه هو الغفور الرحيم. نسأل الله عز وجل أن يهيئ لنا من أمرنا رشداً ، وأن يوفقنا لعمل الصالحات وأن يجعلنا من عباده المخلصين . وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين. |